زن را رستاخيزي بايد تا ديگر بار ببالد .
سر از خاك غفلت به در آرد و هوشيارانه نظاره كند هستي را , انسان را , خود را و رسالتش را .
آري ...
زن را رستاخيزي بايد .
و چه زياد عجيب و چه زياد زيبا , اين واژه , واژه ي پر صلابت رستاخيز بر زن نزديك است و چه آشكارا مي توان اين واژه را در بطن زن , نظاره كرد .
... رستاخيز !
و ليك چه زياد عجيب و چه زياد نا زيبا , زن امروز, زن مسئول امروز, از اصالت خويش به دور افتاده است و چه دردناك , ظلم تاريخ را بهانه اي كرده است براي برنخاستن .
آري .
تاريخ به بلندي فرباد مي كشد كه بر زن در طي ادوار تاريخي بيداد شده است .
شكي نيست !
زن كه بافت جسم و جانش بر زايش , تولد ونوي استوار است , همو كه قادر است در عمق وجود خويش , با عشق , با تمامي عشق , تولد كودكی پاك را تجربه نمايد , تولدي كه مظهري است از بر خاستن , قيام كردن , نوي , خواست بر بودن , اميد , توانستن و نيز آگاهي و شناخت , در پس دهليزها و پرده ها به اسارت كشيدن , بد دردي است .
- وچگونه وجودي كه مظهر خلق است , خود مي تواند از آن عاري باشد ؟! -
بد بيدادي است حقير كردن رسالت خطير او تا بدانجا كه مادر بودن(1) را , نه خداصفتانه , همسربودن را نه عاشقانه وانسان بودن را بي رسالتي انسان گونه , مي داند و از مذهب خويش همين بس كه " ابوالفضل پارتي " (2) ها را جلاي بيشتر دهد .
ولي حال كه گويند بشريت جاهليت را در گورهاي سياهش دفن كرده است(3), درد تازيانه هاي ناآگاهي كه زن خود بر خود روا مي دارد , دردناك تر از ظلم تاريخ بر او نيست ؟
و آيا زمان آن نرسيده است تا بر اين زخم هاي كهن مرهمي نهاد , نفسي تازه نمود و با " يا علي"
مخلصانه , قدم در راه پر فراز و نشيب انديشه , شناخت , و اصالت واقعي زني انسان گونه گذاْرد ؟
زن جامعه ي امروز را براي پيمودن آگاهانه ي اين مسير , نگاهي تازه , آموزش و تلاشي هدفمند بايد .
مسيري كه طي طريق آن , نه تنها زن را , كه مرد را نيز حياتي دوباره خواهد بخشيد و ايشان را در سفر زندگي همگام خواهد نمود .
ودر پرتو اين همگاهي , نه زن را از درياي مواج انديشه خواهد راند و نه مرد را در پيمودن تنها خواهد گذارد كه دست در دست يكديگر و گام در جوار گام يكديگر آنان را به پيش خواهد برد ,
و عادلانه زندگي را معنا خواهد داد .
-----------------
(1) مادر در نظر نويسنده , معنايي بزرگ و مقدس است و اگر فخري باشد که نیست ,به گمانم , فخر زن بر مرد به جهت توانايي مادر بودن است !!
(2) دكتر علی شريعتي
(3) مي پندارم كه جاهليت را , زمان , هر چند از حيث بسياري , شمارشش از حد خارج شود , هيچگاه مدفون نخواهد كرد.
