تبليغاتX
--+-- تبسّم --+--

 

زن را رستاخيزي بايد تا ديگر بار ببالد .

 سر از خاك غفلت به در آرد و هوشيارانه نظاره كند هستي را , انسان را , خود  را و رسالتش را .

آري ...

          زن را رستاخيزي بايد .

 

و چه زياد عجيب و چه زياد زيبا , اين واژه , واژه ي پر صلابت رستاخيز بر زن نزديك است و چه آشكارا مي توان اين واژه را در بطن زن , نظاره كرد .

                                                            ... رستاخيز !

 

و ليك چه زياد عجيب و چه زياد نا زيبا , زن امروز, زن مسئول امروز, از اصالت خويش به دور افتاده است و چه دردناك , ظلم تاريخ را بهانه اي كرده است براي برنخاستن .

  آري .

         تاريخ به بلندي فرباد مي كشد كه بر زن در طي ادوار تاريخي بيداد شده است .

                                                                              شكي نيست !

زن كه بافت جسم و جانش بر زايش , تولد ونوي استوار است , همو كه قادر است در عمق وجود خويش , با عشق , با تمامي عشق , تولد كودكی پاك را تجربه نمايد , تولدي كه مظهري است از بر خاستن , قيام كردن , نوي , خواست بر بودن , اميد , توانستن و نيز آگاهي و شناخت , در پس دهليزها و پرده ها به اسارت كشيدن , بد دردي است .

 

- وچگونه وجودي كه مظهر خلق است , خود مي تواند از آن عاري باشد ؟! -

 

بد بيدادي است حقير كردن رسالت خطير او تا بدانجا كه مادر بودن(1) را , نه خداصفتانه , همسربودن را نه عاشقانه  وانسان بودن را بي رسالتي انسان گونه , مي داند و از مذهب خويش همين بس كه " ابوالفضل پارتي " (2) ها را جلاي بيشتر دهد .

ولي حال كه  گويند بشريت جاهليت را در گورهاي سياهش دفن كرده است(3), درد تازيانه هاي ناآگاهي كه زن خود بر خود روا مي دارد ,  دردناك تر از ظلم تاريخ بر او نيست ؟

و آيا زمان آن نرسيده است تا بر اين زخم هاي كهن مرهمي نهاد , نفسي تازه نمود و با " يا علي"

مخلصانه , قدم در راه  پر فراز و نشيب انديشه , شناخت , و اصالت واقعي زني انسان گونه گذاْرد ؟

 

زن جامعه ي امروز را براي پيمودن آگاهانه ي  اين مسير , نگاهي تازه , آموزش و تلاشي هدفمند بايد .

مسيري كه طي طريق آن , نه تنها زن را , كه مرد را نيز حياتي دوباره خواهد بخشيد و ايشان را در سفر زندگي همگام خواهد نمود .

ودر پرتو اين همگاهي , نه زن را از درياي مواج انديشه خواهد راند و نه مرد را در پيمودن تنها خواهد گذارد كه دست در دست يكديگر و گام در جوار گام يكديگر آنان را به پيش خواهد برد  , 

و عادلانه زندگي را معنا خواهد داد .

 

 -----------------

(1) مادر در نظر نويسنده , معنايي بزرگ و مقدس است و اگر فخري باشد که نیست  ,به گمانم , فخر زن بر مرد  به جهت توانايي مادر بودن است !!

(2) دكتر علی شريعتي

(3) مي پندارم كه جاهليت را , زمان , هر چند از حيث بسياري , شمارشش از حد خارج شود , هيچگاه مدفون نخواهد كرد.

 

شهلا بهادری (صفا) -