موضوع:
از پس بازگشت به مشهد - تاريخ: پنجشنبه 9 اسفند1386 - ساعت: 2:45 بعد از ظهر
فقط 20 هزار تومان جريمه ي كسي ست كه ترمز خطر قطار را بي دليل بكشد ؛ وقتي خطري را احساس نكرده است ولي ترمز را مي كشد!
20 هزار تومان !
من خطر را احساس كرده ام . با پوست و گوشت و استخوانم ؛ با جانم احساسش كرده ام . پس دستم را با جسارت بالا مي برم .
مي برم بالا ،
جائي در نا كجائي دور !
دراز دراز!
و محكم ترمز خطر جهان هستي را مي كشم .
...
هيچ قطاري از حركت نمي ايستد . هيچ كسي من را ، حتي بي دليل جريمه نمي كند .
من خطر را احساس كرده بودم .
جهان هستي همچنان ، با شتاب پيش مي رود .
دو دو ! چي چي !
شهلا بهادری (صفا) -

